مؤلف مجهول
مقدمه 16
رستم نامه ( فارسى )
ازدواج امام حسين ( ع ) با اين شاهدخت ساسانى و رساندن تبار مادرى امامان شيعه - از امام چهارم به بعد - به خاندان ساسانيان هم از مصاديق تلفيق عناصر ايرانى و شيعى و چهبسا محملى براى مشروعيّت بخشيدن به اين سلسلهء شهريارى ايران پيش از اسلام بوده است . « 1 » از ديگر نمونههاى قديمى ، اسكندر و بوراندخت / روشنك ، دختر داراب ، در دارابنامه طرسوسى است . در اين متن داستانى ( از سدهء ششم هجرى ) ديوان ، اسكندر را به كوه قاف مىافكنند و او در آنجا به راهنمايى خضر و الياس ، فرشتهاى را كه خداوند به صورت پيامبر اسلام ( ص ) آفريده است مىبيند « پس اسكندر برخاست و به آواز بلند گفت كه من اسكندر بن داراب بن اردشير گواهى دادم به رسالت اين محمّد كه شما بر قول من گواه باشيد » « 2 » به گزارش طرسوسى او ( اسكندر ) و همسرش ( روشنك / بوراندخت ) در هندوستان به تبليغ اسلام مىپردازند . ( رك : همان ، ج 2 ، ص 169 و 173 ) رستم ، نامدارترين پهلوان ايرانى ، در برخى روايتهاى اصيل از فرزندان حضرت نوح ( ع ) و نيز نمرود ، جبّار سامى ، معرّفى شده « 3 » و در داستانهاى شفاهى / مردمى شاهنامه ، مسلمان معتقدى است كه وضو مىگيرد و نماز مىخواند و در چاه نيرنگ شغاد تا قيام امام زمان ( ع ) زنده است تا در ركاب ايشان شمشير زند . « 4 »
--> ( 1 ) . در اينباره همچنين ، رك : شناختنامهء فردوسى و شاهنامه ، جليل دوستخواه ، ص 19 . ( 2 ) . دارابنامه ، ابو طاهر طرسوسى ، ج 2 ، ص 469 . ( 3 ) . رك : تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 132 . ( 4 ) . رك : فردوسىنامه ، سيد ابو القاسم انجوى شيرازى ، ج 1 ، ص 77 ، 125 و 156 ؛ باور به زنده ماندن شهريار ، پهلوان يا شخصى مقدّس تا پايان كار جهان و براى انجام دادن نقشى ويژه از بنمايههاى داستانى جهانى است . در اساطير ايران اين خويشكارى برعهدهء سام / گرشاسپ است و او تا روز رستاخيز زرتشتى به خواب فرورفته است تا اينكه ضحّاك زيانكار بند مىگسلد و پهلوان خفته به بانگ سروش و نريوسنگ بيدار مىشود و با كشتن ضحّاك ، سوشيانت را يارى مىرساند . شارلمانى ، رودريگو ، سباستيان ، آرتورشاه ، فردريك سرخريش و قيصر پروس خفتگان زنده در اساطير و حماسههاى ملل ديگرند كه در آخر الزمان نقشى مشابه سام ( در اسطورههاى ايرانى ) و رستم ( در روايات عاميانه ) ايفا خواهند كرد . براى -